فقر جلوتر از برنامه ريزان اوقات فراغت کودکان
 چهارراه ها ، کلا سي براي اوقات فراغت کودکان کار  

سنندج - در گذر بي توقف زمان، تابستاني ديگر همراه با دغدغه ها و هياهوي هميشگي از راه رسيد و چهره شهر سنندج با ديده شدن کودکان در سطح خيابان ها گوياي رسيدن تعطيلاتي طولاني است. کودکاني که اوقات فراغت خود را در تقاطع خيابانها و تفرجگاه ها غني مي کنند در قالب گروه هاي سني 10 تا 15 نفر در زمينه محل استقرار به نوعي توافق نانوشته رسيده اند که توسط تک تک آنها رعايت مي شود. هيچ يک از اين چارچوب تخطي نمي کند و به همين دليل مانند ساير مشاغل کاذب ديگر نزاع و درگيري در نظام آنها مفهومي ندارد. افراد هر گروه خودروها را بسته به نوع آن بين خود تقسيم کرده و اين تقسيم بندي به صورت گردشي بين همه افراد توزيع مي شود تا جاي گلايه نماند و کسي هم بدون دخل به خانه باز نگردد. در نظر اين کودکان بهترين مشتري ها زنان هستند که قلبي رئوف دارند. خودروي که سرنشين يا راننده زن داشته باشد يکي از معيارهاي اين کودکان براي تقسيم کار است چون زنان مهربانتر هستند. به گزارش ايسنا براساس آمار و اطلاعات ارايه شده 90درصد اين افراد از ساير شهرستان ها، امسال براي پر کردن و غني کردن اوقات فراغت تابستاني به سنندج آمده اند و در اين ميان چهار راه ها و پارک ها را براي کاسبي و سپري کردن وقت به اجبار پذيرفته اند و اين روز تا به صدا درآمدن زنگ مدارس در مهرماه ادامه دارد. اين کودکان با واژه هاي پر رنگ و لعاب غني سازي اوقات فراغت و کلاس هاي آنچناني بيگانه اند، تعطيلات تابستاني براي آنها آغاز دور جديدي از کار و تلاش و کاسبي براي به دست آوردن فرصت مجدد براي حضور در کلاس درس است. براي اينها موضوع انشاي «تعطيلات تابستاني را چگون گذرانده ايد؟» مفهومي ندارد. تابستان در ادبيات همواره توامان با دغدغه تعطيلات مدارس، بيکاري دانش آموزان يا نحوه پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان است. گذراندن تعطيلات تابستاني و غني سازي اوقات فراغت در مناطق مختلف متناسب با وضعيت اجتماعي و اقتصادي آن منطقه قابل تعريف است و اين عبارت در کردستان براي خيل عظيمي از دانش آموزان تعريفي ديگر دارد. آغاز تعطيلي مدارس و اوقات فراغت دانش آموزان در سنندج مرکز استان کردستان را مي توان در حضور جمعي از جوانان در تقاطع خيابان ها و چهار راهها متوجه شد و نه در طرح هاي سمبليک و تکراري غني سازي اوقات فراغت. تعطيلات تابستاني اگر در بسياري از جوامع توام با نگراني و دغدغه هاي چگونگي گذراندن تابستان باشد کردستان را بايد فارغ از اين دغدغه ها دانست چون دست روزگار جلوتر از دستگاه هاي رنگارنگ فرهنگي نحوه گذراندن تعطيلات تابستان را به دانش آموزان کردستان آموخته است. اگر دانش آموز ساير مناطق در انديشه مسافرت به خارج از کشورها يا شرکت در فلان کلاس موسيقي است و يا نگران بدست آوردن بليت هواپيما و ويزاي فلان کشور است، دانش آموز کردستاني اين سعادت را دارد که فارغ از اين نگراني ها باشد. فقر و نياز جلوتر از همه برنامه ريزان براي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان کردستاني برنامه ريزي کرده است، چهار راهها و تقاطع خيابانها به مناسب ترين کلاس غني سازي تبديل شده است که مسوولان در برنامه هاي خود آن را هرگز نديده اند. حاضران اين کلاس ها که اوقات فراغت را غني سازي مي کنند کساني هستند با بارزترين صورت هاي سوخته در آفتاب بي رحم تابستان، لباس هاي مندرس و نگاهي توامان با خواهش و عزت براي فروش يک بسته آدامس. مهمترين ويژگي اينان نگاهي ملتمسانه به سرنشينان خودروهايي است که در پناه کولر حتي لحظه اي حاضر به ريسک تحمل گرما نيستند تا پاسخگوي چشماني باشند که با نگاهي در پي فروختن آدامس يا شکلاتي است. بهترين مکان و نقطه اين افراد در روند غني سازي اوقات فراغت چراغهاي راهنمايي سه زمانه اي است که مدتش هر چه طولاني تر باشد براي اينان خوشايندتر است. اينان قطعا در مهر ماه با شرکت در کلاس درس و در زنگ انشا با توسل به قدرت تخيل بالاي خود آنچنان سفرهاي تابستاني در کنار دريا و آثار تاريخي براي معلمشان خلق مي کنند. اين کودکان حضور دارند چه ببينيم و چه نخواهيم، از کنارشان مي گذريم و در جلسات دولتي غني سازي اوقات فراغت براي دانش آموزان سينه چاک مي کنيم ولي اينان را نمي بينيم ولي اين افراد واقعيت هاي تلخ جامعه هستند چه بخواهيم و چه نخواهيم. 80 درصد کودکان کار در استان کردستان و به خصوص شهر سنندج افرادي هستند که اوقات فراغتشان را با هدف تامين هزينه تحصيلي يا کمک به معيشت خانواده در تقاطع خيابانها، با فروش آدامس، سيگار و ساير تنقلات غني مي کنند. محمد تقي پيرحياتي، مديرکل بهزيستي کردستان در گفت وگو با  ايسنا با تاييد اين که اغلب کودکان کار، براي پر کردن اوقات فراغت خود در تابستان کار مي کنند مي افزايد: 40درصد از اين کودکان خياباني و60درصد کودکان کار هستند،65درصد آنان زير15سال و35درصد زير18 سال سن دارند. وي خاطرنشان مي کند: بخش عمده از کودکاني که شناسايي شده و به مراکز ساماندهي اين کودکان آورده مي شوند، کودکاني هستند که در تقاطع خيابان ها اقدام به فروش آدامس، سيگار و تنقلات مي کردند ولي بخش عمده کودکان کار در شهرک صنعتي(محل ويژه اسکان جوشکاران و آلومينيوم کاران شهر سنندج) بکار گفته شده اند. وي مبلغ هزينه شده براي ساماندهي کودکان کار را در شهر سنندج80ميليون ريال اعلام مي کند و مي گويد: بهزيستي براي ساماندهي کودکان کار ساير شهرستانها به طور جدي نيازمند تعامل و همکاري ساير دستگاههاي دولتي است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان

» ورزش و اوقات فراغت كودكان و نوجوانان


تحقيقات اجتماعي نشان مي‌دهد يكي از عوامل مهم بزهكاري در نوجوانان خالي بودن اوقات فراغت آنهاست و در اين ايام است كه زمينه هاي پذيرش رفتارهاي ناهنجار، اعتياد و انجام جرايم شكل مي‌گيرد. كمال مطلوب اجتماعي در اين مورد آن است كه تمام وسايل مادي، معنوي و فضاي سالم جهت بهره‌جويي عمومي آماده شود و با حذف زمينه هاي فقر اقتصادي، فرهنگي و تربيتي، انگيزه‌هاي سالم در ميان طبقات مختلف جامعه پرورش يابد. جهت پر كردن اوقات فراغت بچه ها نبايد آنها را با اصرار به كلاس فرستاد، بلكه مي‌توان از خودشان پرسيد كه چه چيزي خستگيشان را برطرف مي‌كند و آنها را به سمت كارهاي مورد علاقه‌شان سوق مي‌دهد. اوقات فراغت به نظر بعضي از والدين و مسئولان چيزي زايد‏‎ ‎است‎ .‎طبيعي است كه اگر براي اوقات فراغت بچه‌ها هدف‌گذاري نشود، به طور حتم اين اوقات زايد به نظر مي‌رسد و والدين روزشماري مي‌كنند كه تابستان هرچه زودتر‎ ‎به پايان برسد‎.‎
برنامه‌ريزي اوقات فراغت نمي‌تواند چيزي مستقل و بي‌ارتباط با ساير اوقات باشد، بلكه بايد در كنار برنامه كلان زندگي، مفيد، راهگشا و زمينه‌ساز باشد. در غير اين صورت خواه ناخواه بخش هايي از عمر پر ارزش انسان در وادي پوچي و بي‌ثمري از بين مي‌رود و صرف كارهاي بيهوده مي‌گردد.‏
يكي از روش هايي كه مي‌تواند اوقات فراغت افراد جامعه را زير پوشش قرار داده و بسياري از ضعف ها و كمبودهاي جسماني و رواني را رفع و درمان كند، ورزش و تفريحات سالم است. تربيت بدني و ورزش گذشته از جبران ضعف ها و حفظ تندرستي افراد، آنان را براي زندگي، تلاش و اهداف مشترك آماده مي‌سازد. استفاده از بازي در اوقات فراغت فرصتي را براي پيشرفت فرد فراهم مي نمايد.
يكي از مهم‌ترين نعمت ها، نعمت تندرستي و سلامت است كه مي‌تواند در موفقيت انسان عامل مهمي باشد. خانواده و يا در واحد بزرگتر جامعه تنها زماني قادر خواهد بود راه ترقي و تكامل را طي كند كه متشكل از افرادي سالم، باارزش و پاك باشد. نكته مهم اين است كه همه افراد جامعه از كودكان تا بزرگسالان بايد بياموزند كه تندرستي پديده‌اي است كه عوامل مختلفي در حفظ، بقاء و يا از بين رفتن آن دخالت دارند و تربيت بدني عامل بسيار مهم و ارزنده‌اي است كه مي‌تواند به عنوان يك وسيله آموزش عملي و واقعي مفهوم و اعتقاد به تندرستي را در افراد ايجاد نمايد.‏
در آموزش و پرورش نيز نخستين هدف، رشد ابعاد گوناگون شخصيت فرد از جنبه هاي جسماني، رواني، اجتماعي و معنوي است. ورزش و هدف تربيتي آن، يادگيري مهارت‌هاي رفتاري را باعث مي‌شود و با چنين تعبيري ورزش به عنوان يك وسيله كمك‌كننده عملي، پيوسته با تربيت همراه است. معلمان ورزش بايد كودكان و نوجوانان را تشويق كنند تا در اوقات فراغت به فعاليت هاي ثمربخش و سودمند بپردازند. مربي علاوه بر آموزش بازي و انواع مهارت هاي ورزشي به دانش‌آموزان، بايد فعاليت هاي ورزشي را براي آنها لذت بخش كند، زيرا لذت‌بخش بودن ورزش موجب مي‌شود كه كودكان در اوقات فراغت، خود بخود بدان روآورده و بدين ترتيب در آنها انگيزه استمرار فعاليت هاي ورزشي ايجاد مي‌شود. به هنگام اجراي فعاليت هاي ورزشي در اوقات فراعت، بايد كودكان و نوجوانان را با ورزش هاي گروهي آشنا كرد تا در موقعيت هاي مختلف بتوانند از آن استفاده كنند. آشنايي كودكان و نوجوانان به مقررات ورزشي و اجراي آن در بازي هاي ايام فراغت ضروري است، زيرا لازم است فرصت استقلال فكري و تصميم‌گيري به كودكان داده شود تا در چنين فعاليت هاي مهمي شركت كنند و اِعمال مديريت و همكاري با ديگران را به طور عملي تمرين كنند.‏
كودك يا نوجوان بايد خود را بشناسد، او مي‌تواند از طريق تجربه هاي صحيح ورزشي، خود را بشناسد و به قدرت ذهني و جسمي خود پي ببرد. در امر تربيت، نه تنها شناخت كودك از ديدگاه مربي مهم است بلكه "خويشتن‌شناسي" كودك از نظر خود و در ارتباط با ديگران اهميت خاصي دارد. خود‌شناسي موجب مي‌شود كودك بتواند به موفقيت خود در اجتماع و ارتباط با ديگران، بيشتر پي برده و دريابد ديگران او را چگونه مي‌بينند، در نتيجه نسبت به حدود توانايي، استعدادها، قدرت هاي ذهني و جسمي خود شناخت صحيح‌تري پيدا مي‌كند؛ به عبارت ديگر، در شناخت خود به واقعيت نزديكتر مي‌گردد و اين خودشناسي عامل مهم در امر يادگيري است. زماني كه كودك احساس كند او را دوست دارند، به او احترام مي‌گذارند، مورد قبول اطرافيان و نزديكان است و موفقيت هايش بر شكست هايش فزوني دارد، در راه استقرار و پي ريزي خودشناسي مفيد و مطلوب قرار گرفته است. هيچ چيز به اندازه موفقيت، موجبات پيشرفت كودك را فراهم نمي‌آورد و موجب خودشناسي مطلوب او نمي‌شود.
تربيت‌بدني فرصت هاي زيادي براي كودك فراهم مي‌سازد تا او بتواند خود را نشان دهد، در انجام كارها توفيق يابد، حس ابتكار در او تقويت شود و در محدوده تواناييهاي ذهني، جسمي، عاطفي و اجتماعي خود تجارب و پيشرفت هايي به دست آورد. كودكان و نوجوانان از طريق ورزش و تربيت بدني در برابر صفت هاي منفي ايستادگي پيدا خواهند كرد. از آنجا كه سراسر زندگي مبارزه و مسابقه است، اجراي مسابقه و گنجاندن آن در برنامه هاي ورزشي كودكان، نبايد ناديده گرفته شود. مسابقه با همسالان اگر بر مبناي صحيحي برنامه ريزي شده باشد از نظر تربيت و پرورش كودك، مهم و مفيد است. كودكان به طور طبيعي ميل دارند خود را با ديگران مقايسه كنند و نه تنها از آنان باز نمانند بلكه از ديگر همسالان و همكلاسان خود چندين گام جلوتر قرار بگيرند. اين برتري بايد در مسير تربيتي قرار گيرد تا از رقابت‌هاي نادرست، مخرب و مضر جلوگيري به عمل آيد. كاميابي هر كودك بايد با توجه به تواناييهاي خود او سنجيده شود نه نسبت به ديگر كودكان همسن او. بايد به كودكان ياد داد در انجام مسابقه هاي ورزشي، بدون توقع پيروزي حتمي، بيشترين سعي خود را به كار گيرند. اين امر باعث مي‌شود، كودكان در صورت باخت مسابقه، زياد مأيوس نشوند.
تمرين هاي منظم فعاليت بدني به كودكان و نوجوانان كمك مي‌كند تا استخوان ها، عضلات و مفاصل سالمي داشته باشند؛ وزن بدنشان متناسب باشد و نيز فعاليت هاي بدني در عملكرد قلب و ريه نيز تاثير بسزايي دارد. اين امر در ايجاد هماهنگي حركت مشاركت نموده و به پيشگيري و تنظيم اضطراب و افسردگي كمك مي‌كند.‏
بازيها و ساير انواع فعاليت ‌هاي بدني به نوجوانان اين فرصت را مي‌دهد كه خود باوري و اتكاء به نفس داشته باشند و لذت موفقيت و مشاركت و اتحاد جمعي را احساس كنند. اين اثرات مثبت همچنين به كاهش خطرات ايجاد شده به وسيله روش‌هاي زندگي پر استرس و بي‌تحركي كه در نوجوانان امروزي بسيار شايع است كمك مي‌كند. پرداختن به فعاليت بدني هدايت شده مي‌تواند باعث پرورش ساير رفتارهاي بهداشتي مثل پرهيز از سيگار، مواد مخدر و رفتارهاي خشونت‌بار گردد و نيز كودكاني كه فعاليت بدني بيشتري دارند نتايج تحصيلي بالاتري نيز كسب كرده‌اند. همچنين بازيهاي گروهي باعث تعامل اجتماعي مثبت مي‌شود. الگوهاي فعاليت بدني كه در دوران كودكي و بلوغ كسب مي‌شوند بيشتر در طول زندگي هر فرد باقي مي‌مانند بنابراين باعث فراهم آمدن پايه‌اي فعال و سالم در زندگي مي‌شوند؛ برعكس، عادات غير سالم مثل زندگي بي‌تحرك، تغذيه نامناسب و سوءمصرف مواد كه در دوران نوجواني به وجود بيايند در دوران بزرگسالي نيز معمولاً ادامه مي يابند. تربيت بدني و ورزش راه گريختن از ناتواني و تنبلي و در نتيجه كسب شادماني است.‏
برنامه فعاليت‌هاي ورزشي، بايد با در نظر گرفتن استعدادهاي ذهني، جسمي و نيازهاي تربيتي كودكان، انتخاب شود تا بيشترين تأثير تربيتي را در پي داشته باشد. برنامه تدويني ورزش بايد داراي ويژگي هاي زير باشد:
1 .متناسب با رشد، نمو و آمادگي جسماني كودك باشد.
2 .همه‌جانبه و وسيع باشد و مهارت‌هاي لازم را در كودكان ايجاد كند.‏
‏3 .اوقات فراغت كودكان را در برگيرد تا چنين فرصت هايي را به بيهودگي نگذرانند.‏
‏4 .متنوع و متناسب با نيازها، خصوصيات، قدرت و طبيعت كودكان تدوين شود و حركت هاي پايه و اصلي، حركت هايي همراه با آهنگ، شيرينكاريها، بازيهاي گروهي و مسابقه هاي ورزشي را شامل شود.‏
5 .با توجه به اختلافهاي فردي و استعدادهاي مختلف كودكان تنظيم شود، به طوري كه كودكان ماهر، متوسط، ضعيف و حتي عقب مانده را در بر گيرد.‏
‏6 .معنويت، صفات انساني و ارزشهاي تربيتي را در افراد تقويت كند.‏
‏7 .متناسب با كارايي بدن و همراه با ايجاد مهارت هاي لازم در افراد باشد.‏
‏8 .متضمن پيشرفت تدريجي و قدم به قدم كودكان باشد، چرا كه موفقيت و پيشرفت عامل اساسي تداوم زندگي است.‏
‏9 .برنامه آموزش بهداشت و تربيت بدني بايد در كنار هم تدريس شوند زيرا آموزش بهداشت ورزشي در برنامه هاي آموزشي اهميت ويژه‌اي دارد.
منابع:‏
‏1. لس هيوود و همكاران، اوقات فراغت، مترجم محمد احساني
2. مجموعه مقالات اولين كنگره علمي بين المللي تربيت‌بدني و ورزش دانش‌آموزان دختر. ‏
3.زيور ورزش، نشريه ماهانه دفتر فعاليت‌هاي ورزشي وزارت آموزش و پرورش، معاونت پرورشي وتندرستي،شماره 28 و 34. ‏
‏4 .محمد نبوي، محمود ذكائي، روش تدريس تربيت بدني در مدارس، انتشارات سمت،1380.‏
‏ ‏ ‏ 5www.tehranedu.com/parvareshi/sport/faaliatebadani2.htm ‏
‏6 ‏www.dbase.irandoc.ac.ir ‎
‏7 ‏www.irib.ir/health/html/leisure.htm

کودکان چگونه اجتماعی می شوند
 
همسالان و دوستان از مهمترین عوامل اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان به شمار می آیند. آنها از طرق مختلف بر یکدیگر تأثیر می گذارند و از یکدیگر تأثیر می پذیرند. بسیاری از محققان بر این عامل تأکید دارند و از آن به عنوان ارتباط افقی یاد کرده اند، یعنی ارتباطی که در بین افرادی نسبتاً هم سطح از لحاظ سنی، طبقه اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی و ... برقرار است.
تا قبل از یک سالگی به ندرت ارتباطی معنی دار بین کودکان برقرار می شود. کودکان ده ماهه به گونه ای با یکدیگر برخورد می کنند که انگار عروسک اند، برای هم صدا در می آورند، موهای همدیگر را می کشند یا اعتنایی به یکدیگر نمی کنند. از حدود دو سالگی به بعد اولین ارتباط های معنی دار میان کودکان ایجاد می شود. البته دوام این ارتباط ها بسیار اندک است و در حد چند دقیقه بازی با یکدیگر باقی می ماند.
در سنین دبستانی و پیش دبستانی، کودکان علاقه مند به برقراری ارتباط با همسالانی اند که شاد و زیبا باشند و اسباب بازی ها، خوراکی ها و وسائل خود را در اختیار آنها قرار دهند. ارتباط و دوستی های این دوره حالت موقت و گذرا داشته، به سرعت شکل می گیرند و سریعاً تغییر می کنند. ویژگی های ارتباطات خاص این دوره تقریباً مطابق رشد اخلاقی کودکان این دوره است ( پیش قراردادی). کودک پایبندی مداوم به ارتباطات خود ندارد، به راحتی دوستانش را کنار می گذارد بدون این که علت خاصی وجود داشته باشد و درک عمیقی از دوستان، صمیمیت و ارتباط متقابل ندارد.
در سال های میانه و پایانی کودکی ارتباط براساس کمک به یکدیگر و رفع نیازهای هم شکل می گیرند و اعتماد به هم نقش مهمی در تداوم آن ایفا می کند. کودکان درکی ذهنی از دوستان پیدا می کنند و دوستان تنها اشخاصی نیستند که با هم بازی می کنند، بلکه کسانی اند که ویژگی ها و مشترکات خاصی بین آنها برقرار است که یکی از آنها دوست داشتن همدیگر است.
در دوران نوجوانی، همسالان مهم ترین نقش را در فرایند اجتماعی شدن فرد بازی می کنند. نوجوانان برای این که بتوانند هویتی مستقل از والدین پیدا کنند باید ارتباطی صمیمی و متقابل با همسالان خود برقرار نمایند. ارتباط و دوستی دوران نوجوانی دارای این مشخصه هاست: دوستان، یکدیگر را درک می کنند؛ افکار و احساسات عمیق و درونی خود را با یکدیگر در میان می گذارند، برای حل مسائل و مشکلات روانی خود به یکدیگر کمک می کنند و سعی دارند باعث دردسر و مشکل برای دوستانشان نشوند. سازگاری علائم و شخصیت دو نفر، ملاک انتخاب دوست است و پایان دوستی منوط به عهد شکنی و عدم وفای به عهد یکی از دوستان است.
تحول و تغییر در استدلال های پنهان مربوط به دوستی با فرد یا اشخاص خاص، با افزایش سن تغییر می یابد. در اولین مرحله رشد دوستی و ارتباط، معمولاً استدلال نهان در ارتباط بین دو کودک و نزدیکی فیزیکی آنها به همدیگر است. یعنی این دو به این دلیل ساده با هم دوست اند که همسایه، دوست خانوادگی، هم مدرسه یا هم کلاس اند. در مرحله دوم کودکان برای این با هم دوست هستند که همسایه، هم کلاس، هم مدرسه و دوست خانوادگی بوده، در ضمن قادرند نیازهای همدیگر را به بهترین وجه رفع نمایند و به هم اعتماد کنند. اما در مرحله سوم دوستی، مهم ترین اصل و دلیل برای دوستی نوجوانان شباهت و ویژگی های شخصیتی، قابل اعتماد بودن دو دوست و پای بندی طرفین به ملاک های مورد قبول در خصوص دوستی است. در همین حال ممکن است نوجوانان باهم همسایه، هم کلاس یا هم مدرسه باشند یا نباشند.
 
تأثیر ارتباط و دوستی بر کودکان، حتی نوجوانان:
 
دوستان و همسالان علاوه بر این که از عوامل مهم اجتماعی شدن فرد به شمار می آیند، می توانند روی یادگیری، پیشرفتِ و تحصیلی و مهارت های کلامی فرد نیز مؤثر باشند. از مهم ترین آثار مثبت همسالان، از بین بردن خودمداری است.
در محیطی که همسالان ارتباط صحیح و مناسب با هم دارند، مهارت های اجتماعی مهم مانند همکاری، رقابت و صمیمیت آموخته می شوند. در چنین شرایطی نه تنها یادگیری افزایش می یابد، بلکه رفتارهای اجتماعی مناسب نیز رشد می کند. ناتوانی در برقراری رابطه مطلوب بین همسالان، موجب طرد و عدم محبوبیت می شود. شواهد پژوهشی نشان می دهند که دانش آموزان مطرود و فاقد ارتباط افقی سالم، پرخاشگرترند و رفتارهای نامناسب دارند، پیشرفت تحصیلی و انگیزش آنها اندک است و از اختلالات هیجانی، اضطراب و افسردگی بیشتر رنج می برند.
اگرچه ارتباط و دوستی بین همسالان در تمام دوران کودکی حائز اهمیت است، اما به علت گرایش بسیار شدید نوجوانان به گروه همسالان، در این دوره اهمیت بیشتری می یابد. دوستی دوره کودکی، تنها رفاقت ساده ای است که بر اثر اشتراک عادات و به خصوص بازی ایجاد می شود. از حدود یازده سالگی به بعد این دوستی ها محکم تر و جنبه انتخابی آنها بیشتر می شود. در دوره بلوغ و نوجوانی، دوستی ریشه عمیق تری می یابد و با شور و هیجان توأم می شود. در این دوران، دوست حامی " من" یا به عبارت صحیح تر، یک من دیگر است و مانند آینه ، تصویر اطمینان بخشی به نوجوان می نمایاند. به همین سبب پیوندهای دوستی در شخصیت نوجوان تأثیر بسیار می گذارند و قطع آنها موجب وارد آمدن لطمه به شخصیت نوجوان می شود. دوستان نزدیک از طرفی به رشد نوجوان کمک می کنند و از طرف دیگر این امکان را فراهم می آورند که احساسات سرکوب شده خود اعم از خشم و هیجان را ابراز کند و نوجوان درمی یابد که دیگران هم امیدها و ترس هایی نظیر او دارند. دوستی های نزدیک به نوجوانان این آزادی را می دهد که از یکدیگر انتقاد کنند و به همین دلیل می آموزند که رفتار، علایق یا عقاید خود را اصلاح کنند، بی آن که از سوی سایرین طرد شوند. این نوع دوستی ها به نوجوان کمک می کند تا هویت خود را پیدا کنند، احساس اعتماد به نفس کرده، به هویت خود افتخار نماید. دوستی های دوره نوجوانی چون با عواطف و احساسات شدید توأم هستند، زودتر از بین می روند. نوجوانانی که مشکلات شخصی بسیار دارند به دوستان نزدیک نیازمندترند، اما توانایی چندانی برای حفظ دوستی ندارند. با ثبات ترین نوع دوستی هم بین نوجوانان گاهی شدت و ضعف پیدا می کند، به این دلیل که هر یک از طرفین در دوره ای است که نیازها، احساسات و مشکلاتش مدام تغییر می کند.
تجارب همسالان در دوران کودکی و نوجوانی با سازگاری بعدی آنها مرتبط است. کسانی که در دوران کودکی و نوجوانی دچار مشکلات ارتباطی ( اعم از ضعف در برقراری ارتباط، ارتباط بیمارگون و ...) باشند در بزرگسالی نیز مشکلاتی مانند اختلال شخصیت، دوری گزینی، بزهکاری، پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی خواهند داشت.
در کل همسالان امکانات یادگیری مهارت های اجتماعی، کنترل رفتار، انتقال ارزش های اجتماعی، کمک به رشد هویت فردی و استقلال از والدین را فراهم می آورند.
 
والدین و روابط همسالان:
 
در دوران کودکی و پیش از نوجوانی، فرد وابستگی عمیق به خانواده دارد و کلیه تعاملات و ارتباطات وی در چارچوب و تحت نظر خانواده صورت می گیرد و به علت عدم تداوم دوستی ها، ارتباط همسالان هیچ مشکلی ایجاد نمی کند. خانواده کنترل مستقیم روی رفتارها و ارتباطات فرزند خود با سایر دوستان اعمال می کند، به راحتی در دوستی های کودکان دخالت و اعمال نظر می کند و حتی درمورد نوع ارتباط و میزان ارتباط برای فرزندان خود حد و حدودی مشخص می نماید. اما در دوران نوجوانی، پیوند بین والدین و نوجوانان شروع به ضعیف شدن می کند و در مقابل، ارتباط بین همسالان و دوستان افزایش می یابد. اغلب پدران و مادران این نفوذ فزاینده را تهدیدی برای خود به حساب می آورند و معتقدند که ارتباط زیاد فرزندان آنها با دوستان و همسالانشان ممکن است به ارزش های خانوادگی آسیب برساند، یا محبت و عشق را که حق آنهاست و باید فرزندشان نثار آنها کند از آنان دریغ می کند. اما چنین نیست. تحقیقات متعدد ثابت کرده اند که همسالان ارزش های خانواده را تأیید می کنند. گرچه ممکن است همسالان برخی مسائل را بزرگ کنند و بر اختلاف سلیقه بین والدین و فرزندان بیفزایند، اما به ندرت می توانند مشکل آفرین شوند.اعمال کنترل شدید و دخالت های نابجای والدین در ارتباطات سالم فرزندان، خود مهم ترین عامل مشکل ساز است. والدین می توانند با ایجاد ارتباط قوی ( از طریق درک نیازهای نوجوانان، اشتیاق در کمک به آنها و اجازه دادن برای بروز احساسات خشم، خصومت، محبت و عشق آنها) با فرزندان خود، نظارت و کنترل غیر مستقیم بر دوستی ها و ارتباطات آنها اعمال نمایند و در ضمن موضع برتر خود را نزد نوجوان حفظ کنند. شک کردن به دوستی های سالم بین نوجوانان باعث بروز اختلاف بین والدین و فرزندان و حرارت بخشیدن به دوستی خواهد شد. اگر والدین به نوجوانان فرصت دهند تا با همسالان خود مشکلات ناشی از بلوغ را حل کنند، از حرارت و حدّت ارتباط هایشان کاسته خواهد شد. بهترین روش برای کنترل ارتباطات نوجوان این است که والدین طی مراسمی یا یک دعوت ساده با دوستان آنها آشنا شوند و بفهمند دوست آنها کیست. اطلاع از علایق و خواست های دوست نوجوان می تواند به اولیا کمک کند تا فرزندشان را بهتر درک کنند. در موارد بسیاری علت گرایش بیش از حد نوجوان به همسالان، ناشی از توجه ندیدن در خانواده است. توجه و محبت کافی به فرد که متناسب با سن وی باشد و او را به دوران جوانی و بزرگسالی رهنمون شود بهترین نوع توجه است. نوجوان در این سن مشاور است و دارای آن پختگی عقلی است که بتواند در مورد مسائل خود تصمیم گیرد و در سایر تصمیم گیری های خانواده شرکت کند. این برخورد به نوجوان کمک خواهد کرد تا ضمن رسیدن به استقلال، در کسب یک هویت موفق توفیق یابد.
خلاصه این که کودکان و نوجوانان برای رسیدن به رشد اجتماعی مطلوب باید با همسالانشان ارتباط مناسب برقرار کنند. همسالان می توانند از طریق الگو سازی و تعادل هم سطح با یکدیگر، ارزش های اجتماعی را به همدیگر انتقال دهند و نقطه اتکایی برای یافتن استقلال و از بین بردن خودمداری ایجاد کنند. در این بین، والدین باید تسهیل کننده روابط بین همسالان باشند و موقعیت و شرایط ارتباط درست و صحیح فرزندانشان با همسالان خود را فراهم سازند.
 
در کل ارتباط افقی، مثبت و مطلوب بین همسالان می تواند متضمن موارد زیر باشد:
 
آنان برای همدیگر احساس امنیت عاطفی و حمایت فراهم می کنند.
آنها می توانند الگوی همدیگر قرار گیرند. برای الگو قرار گرفتن و تقویت رفتارهای یکدیگر، امکان دارد همسالان اعمالی را تقویت کنند که با ارزش های بزرگ ترها هماهنگ باشد یا برعکس.
آنان در بسیاری موارد، برای همدیگر حکم معیارهای بهنجاری پیدا می کنند که موفقیت و شکست را می توان نسبت به آنها سنجید.
آنان به اشکال رسمی و غیر رسمی مهارت های اجتماعی بسیاری را به هم می آموزند.
در بازی و بحث، آنان به یکدیگر فرصت تمرین ابراز وجود داده، نقش ها و رفتارهای گوناگون را برای هم تشریح می کنند.
همسالان با حمایت خود می توانند از شدت وابستگی دوستانشان به خانواده بکاهند.
آنان می توانند از فشار اجتماعی که بزرگ ترها به آنها تحمیل می کنند بکاهند و در برخی موارد، یکدیگر را در مقابل تهدید و اجبار بزرگ ترها حمایت کنند