ارتقای جایگاه کتاب وکتابخوانی در نظام جامع اطلاع رسانی جوان کشور
چكيده
بر اساس آخرين آمار بيش از 47 درصد جمعيت كل كشور را كودكان و نوجوانان زير 16 سال تشكيل مي دهند از اين رو، آگاهي از نياز هاي علمي و فرهنگي آنها گام اول در مسير برنامه ريزي ها و حركت هاي مربوط به اين حوزه، به ويژه توسعه فرهنگي به شمار مي رود. روند سريع گسترش فرهنگي جوامع در جهان امروز، ضرورت ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني در كليه گروههاي سني به ويژه نوجوانان و جوانان را بيش از پيش نمايان ساخته است. كاوشها وفعاليت هاي ارزشمندي نيز تا كنون در اين باره بصورت پراكنده انجام گرفته است، اما آنچه كه در اين ميان بيش از هر موضوع ديگرشايان توجه است و در حقيقت به عنوان يك نياز اساسي احساس مي شود، ارتقای جایگاه کتاب و کتابخوانی در جامعه جوانان كشور است. چنین جایگاهی می تواند با تدوین و استقرار یک نظام جامع اطلاع رسانی ویژه نوجوانان و جوانان تحقق یابد. چنین نظامی می تواند با جهت بخشيدن به كليه تلاشها و فعاليت هاي انجام شده در اين زمينه و ديگر پژوهشهاي آتي، اين مهم را بصورت يك راهبرد مدون با رويكردي علمي به مرحله اجرا بگذارد. بديهي است در اين مجال تنها مي توان به آن بخش از موضوع پرداخت كه پاسخگوي هدف مورد نظر ما يعني افزايش نرخ مطالعه در ميان نوجوانان و جوانان باشد. كوشش اين مقاله معطوف بر شناسايي مشكلات و عوامل باز دارنده در مطالعه و ارائه راهکارهایی براي بر طرف نمودن آنها و همچنين معرفي دستاوردها وشيوه هاي نوين به منظور ايجاد انگيزه در نسل جوان جهت مطالعه و كتابخواني است.
1. مقدمه
جمعيت جوان در هر جامعه به عنوان سرمايه و آينده سازان آن جامعه محسوب مي شوند. بديهي است نگهداري، رشد و افزايش اين سرمايه كه در حقيقت ارزشمند ترين نوع آن نيز مي باشد، نيازمند به اتخاذ تدابير و تمهيداتي معين است. امروز مهمترين عامل در تدوين يك نظام از جمله نظام هاي اطلاع رساني، مخاطبان يا كاربران آن نظام هستند. كارايي در چنين نظامي ارتباط مستقيم با ميزان توجه به ضروريات و شرايط كاربران آن دارد. بنابراين آنچه كه بايد بيش از هر موضوع ديگري در ايجاد نظام جامع اطلاع رساني جوان مورد توجه قرار گيرد، نيازها و شرايط جمعيت جوان جوامع امروزی است .
مروري بر پيشينة نظامهاي جامع يا ملي اطلاع رساني در كشور، ما را به برنامه ملي اطلاع رساني كشور مي رساند كه براي اولين بار بصورت مصوب در تير ماه سال 1376 توسط كميسيون اطلاع رساني شوراي پژوهشهاي علمي كشور ارائه گرديد.[1] از آن زمان تا كنون كه قريب به چهار سال مي گذرد، مباحث و نوشتارهاي متعددي در خصوص نظامهاي جامع و ملي اطلاع رساني مطرح و نگاشته شده اند كه هر يك در بر گيرنده بخشي از پيكره جامعه اطلاع رسانی كشور مي باشند. در بيشتر اين مباحث و نوشتارها ساختار كلي نظامهاي اطلاع رساني مورد توجه قرار گرفته است و در كمتر پژوهش يا نوشتاري به موضوع اطلاع رساني با جهت گيري ويژه نسبت به نسل جوان پرداخته شده است. در برخي از اين آثار بصورتي سطحي و تلويحي به نوجوانان و جوانان تنها به عنوان بخشي از مخاطبان يا كاربران چنين نظامهايي اشاره شده است.
از سوی دیگر نقش نظامهاي اطلاع رساني در تحقيق، توسعه و اشاعه اطلاعات از اهميت روز افزوني بر خوردار شده است و چنين نظامهايي در روند پيشرفت علمي و فرهنگي جامعه نقش حساسي بر عهده دارند. زيرا با سه وظيفه مهم شناخت نيازها، تهيه اطلاعات مناسب با آن نيازها، وانتخاب مجراي مناسب براي انتقال اطلاعات به جويندگان آن روبرو هستند.
در این شرایط و با توجه به فرايند رشد نسل جوان و پيشرفت و گسترش فعاليتهاي مربوط به آنها، گرايش كتابخانه ها ومراكز اطلاعات از تمركز به تخصص و امكان انتقال اطلاعات ويژه به جويندگان خاص، ضرورت وجود يك نظام اطلاع رساني دراين حوزه بيش از پيش رخ مي نمايد. نظامي كه بتواند كليه امكانات مربوط به مراكز فعال، فعاليت ها، و برنامه هايي كه به كودكان و نوجوانان مربوط مي شود را گردآوري كند و در اختيار آنها قرار دهد . توجه به گروه سني نوجوان و جوان از نظر موضوعي، ويژگي هاي خاص آنها و تخصصي بودن كليه موضوعات وابسته به آنها، برخورداري کارشناسان مربوطه از تخصص ويژه را در كليه رده بندي هاي علوم بشري از جمله علم اطلاع رساني می طلبد.
در متن حاضر كوشش مي شود وضعيت و جايگاه مطالعه و كتابخواني در نظام پيشنهادي جامع اطلاع رساني جوان كشور از ابعاد و زواياي گوناگون مورد بحث و بررسي قرار گيرد. اميد است در مجالي ديگر كليات مربوط به اين نظام جامع و فراگير تقديم صاحب نظران و دست اندركاران جامعه اطلاع رسانی كشور شود .
1-1. تعريف نظام اطلاع رساني
بطور كلي تعاريف زيادي از نظام اطلاع رساني شده است كه از میان همه آنها به دو تعريف زير اشاره مي شود:
1-1-1. نظام اطلاع رساني مجموعه اي نظام يافته از اهداف، تصميم گيري ها، سياستگذاريها، برنامه ريزي ها وسازماندهي مراكز اطلاع رساني، هدايت و نظارت بر امر اطلاع رساني موسسات اطلاع رساني و خدمات اطلاع رساني است( كميسيون اطلاع رساني شوراي پژوهشهاي علمي كشور ).
1-1-2. نظام اطلاع رساني مجموعه اي از نيروها و سازمانهاي مرتبطي است كه اطلاعات و خدمات مشورتي مربوط به نيازها و قابليت هاي متغير مقوله هاي ويژه اي از استفاده كننده گان را در اختيار آنها قرار مي دهد ( يونسكو ).
1-2. ويژگي هاي نظام جامع اطلاع رساني
1-2-1. اشاعه فرهنگ استفاده از اطلاعات به عنوان مبنائي براي تحقيق، سياستگذاري، برنامه ريزي و اجرا؛
1-2-2. سازماندهي فعاليت هاي اطلاع رساني و ايجاد ارتباط و هماهنگي بين مراكز اطلاع رساني كشور؛
1-2-3. گسترش و نهادي كردن فعاليت هاي اطلاع رساني در كشور؛
1-2-4. گسترش و تقويت امكانات ملي به منظور پيوستن به نظام بين المللي اطلاع رساني و دستيابي به آخرين يافته هاي بشري
1-3. ويژگيهاي نظام جامع اطلاع رساني جوان
1-3-1. محوريت شرايط، خصوصيات و نيازهاي نسل جوان دركليه سياستگذاري ها و تصميم گيري ها؛
1-3-2. بومي سازي پژوهش ها، دستاوردها و نوآوري هاي مربوط به اطلاع رساني در سطح جهان؛
1-3-3. راهنمايي نظام مند كاربران جوان و هدايت آنها به مجموعه های اطلاع رساني؛
1-3-4. پويا سازي نظام براي همگامي با تغيير نيازها، اولويت ها و دستاوردهاي نوين
1-4. جايگاه مطالعه و كتابخواني در نظام جامع اطلاع رساني جوان
· بررسي وضعيت فعلي و آينده كتابخواني در ميان نوجوانان و جوانان كشور؛
· شناسايي عوامل باز دارنده از مطالعه در گروه هاي سني نوجوان و جوان؛
· شناسايي عوامل موثر در افزايش كمي و كيفي گرايش به كتابخواني در جوانان؛
· معرفي شيوه هاي مناسب در ايجاد انگيزه و جذابيت در كتابخواني؛
· توجه به ضروريات موجود در انتشار كتاب براي نوجوانان وجوانان؛
· معرفي و بهره گيري از فناوری هاي نوين در امر كتابخواني؛
· احياي تفكر گزيده خواني به جاي حجيم خواني ؛
· سازماندهي و يكسان سازي كليه فعاليت هاي رايج در امر كتابخواني تحت نظارت نهاد مسئول.
اكنون به شرح هر كدام از اين موارد هشتگانه كه در حقيقت اعضاي پيكره كتابخواني در ميان نسل جوان كشور مي باشند، مي پردازيم.
2. بررسي وضعيت فعلي و آينده كتابخواني در ميان نوجوانان و جوانان كشور
توجه به يك نكته اساسي در ابتداي اين بحث كاملاً ضروري بنظر مي رسد و آن اين است كه وقتي موضوع مطالعه يا كتابخواني را در ارتباط با نوجوانان و جوانان مورد نظر و بررسي قرار مي دهيم، بايد بدانيم كه اين قشر از جمعيت كشور اغلب به دليل اشتغال به تحصيل وقت وفرصت چنداني براي كتاب خواندن يا به اصطلاع مطالعه غير درسي ندارند. جالب تر آنكه حتي آموزگاران و اساتيد آنها نيز بدليل حجم مشاغل و تدريس و همچنين تنگناهاي اجتماعي و اقتصادي فرصت كافي براي مطالعه ندارند و اغلب مطالعاتشان نيز حول همان موضوعاتي است كه در كلاسها تدريس مي كنند. بنابراين كليه تجزيه و تحليل ها در اين خصوص مي بايست با عنايت به اين وضعيت صورت گيرد. به عبارت ديگر پيش از آنكه به نظام اطلاع رساني بپردازيم بايد نگاهي به نظام آموزشي موجود در كشور بيفكنيم تا دريابيم كه امروز دانش آموزان يا دانشجويان در 9 ماه از سال تحت نظامي از آموزش تحصيل مي كنند كه اساساً وقتي را براي آنها باقي نمي گذارد كه به مطالعه يا كتابخواني بپردازند، چرا كه فرصت باقي مانده طي ساعات شبانه روز پس از فراغت از محل تحصيل را مي بايست صرف انجام تكاليف يا مطالعات درسي خود بنمايند .
بنابر اين اگر از مطالعه صحبتي به ميان مي آيد، منظور انجام اين فعاليت در اوقات فراغت و ايام تعطيل مانند تعطيلات نوروز يا تابستان است. البته اين بدان معنا نيست كه يك نوجوان يا جوان به هيچ وجه نمي تواند در ايام تحصيل به مطالعات غير درسي بپردازد، چه بسا كه با قدري زمان سنجي و داشتن برنامه اي مناسب مي توان اين مهم را نيز به انجام رساند، اما اصولاً مطالعه و كتابخواني نياز به وقت و فرصت كافي دارد.
در هر حال، وضعيت كتابخواني در ميان نوجوانان و جوانان در سه گونه قابل بررسي است. نوع اول كتابخواني عبارت است از همان مطالعات غير درسي كه بر مبناي علاقه شخصي دانش آموزان و دانشجويان صورت مي پذيرد. عوامل موثر در تصميم گيري يك جوان نسبت به مطالعه غير درسي در زمينه اي خاص را مي توان شامل گرايش هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، خانوادگي، اعتقادي، و ديني دانست. در مجموع، اين نوع از مطالعه كه اصطلاحاً مطالعه آزاد ناميده مي شود، حجم بسيار كم و اندكي از كل مطالعات غير درسي را به خود اختصاص مي دهد چرا كه اساساً هدف از اينگونه مطالعات افزايش معلومات شخصي است و معمولاً بدون چشم داشت يا انتظار خاصي انجام مي گيرد .
نوع دوم مطالعه شامل آن دسته از مطالعات مي شود كه در قالب مسابقات و طرحهاي كتابخواني عموماً در سطح مدارس اجرا مي شود. اين نوع از مطالعات كه عموماً طي دو دهه اخير در نظام آموزشي تحصيلي صورت گرفته اند، عمدتاً از موضوعات اعتقادي يا ديني برخوردار هستند و كميت يا نرخ كمي آنها تنها زماني چشمگير است كه حالتي اجباري يا الزام آور براي دانش آموزان داشته باشد. بديهي است كه چنين مطالعاتي نيز بدليل محدوديت موضوعات و نتايج حاصله نمي توانند بعنوان كتابخواني سودمند يا هدفمند تلقي شوند .
گونه سوم از كتابخواني زماني صورت مي گيرد كه دانش آموز يا دانشجو در صدد آموختن حرفه، تخصص يا مهارتي مي باشد و جهت افزايش دانش خود در آن زمينه به مطالعه مي پردازد. شايد فقط بتوان اين نوع از مطالعات را براي جمعيت جوان يك كشور به ويژه براي كشورهاي در حال توسعه نظير كشور ما مفيد دانست. در حال حاظر چنين مطالعاتي با حدودي در محيط هاي هنرستاني كه دانش آموزان يا به عبارت بهتر هنر جويان در صدد كسب مهارتهاي كاربردي هستند، در جريان مي باشد كه البته ميزان توفيق آنها در نهايت بستگي به ميزان تاكيد بر جنبه هاي كار بردي مطالعات انجام شده خواهد داشت. مطالعات موردي خارج از اين چار چوب نيز با تعداد اندك در مجموعه كلان جامعه دانش آموزي يا دانشجويي هم آنقدر چشمگير نيست كه به حساب آيد.
در مجموع كتابخواني و مطالعه در ميان نوجوانان و جوانان كشور از وضعيت چندان مطلوبي برخوردار نيست به ويژه آنكه اساساً نرخ متناسبي با ظرفيت هاي رشد و توسعه جامعه امروزين ما ندارد. شايد بتوان دليل اين وضعيت ناهنجار را در عواملي يافت كه ذيلاٌ در بخش بعدی به آن پرداخته مي شود.
اما چشم انداز آينده وضعيت كتابخواني در ميان نسل جوان عليرغم وضعيت نا مطلوب فعلي، چندان تيره نيست. خوشبختانه همين جمعيت كثير نسل جوان خود بزرگترين سرمايه براي آغاز حركت در اين مسير به سوي توسعه علمي و فرهنگي جامعه ايران محسوب مي شود. اما بهره برداري از اين سرمايه ملي نيازمند تدوين سياست ها و راهبرد هاي سنجيده علمي است تا در دراز مدت به اهداف خود دست يابد. تحقيق درباره اين اهداف خود مستلزم تداوم روند توسعه اجتماعي و فرهنگي مي باشد كه در چند سال اخير آغاز شده است. از سوي ديگر تداوم روند توسعه بستگي به ميزان نوسازي و بازسازي اين روند متناسب با نياز هاي جديد نسل جوان دارد. ظرفيت و انعطاف پذيري سياست هاي اتخاذ شده در روند توسعه فرهنگي، عوامل موثر در موفقيت روز افزون ترويج عادات فرهنگي نظير مطالعه و كتابخواني مي باشند. مطمئناً بهره گيري از دستاوردهاي علمي موجود در جهان، بويژه در جوامع پيشرفته و توسعه يافته با توجه به شرايط اجتماعي و فرهنگي كشور و ارزشهاي حاكم بر جامعه ما مي تواند در مقطع فعلي براي ساختن آينده اي روشن، و چه بسا درخشان بسيار راهگشا باشد.
3. شناسايي عوامل باز دارنده از مطالعه در گروه هاي سني نوجوان و جوان
بررسي عوامل باز دارنده از مطالعه در ميان نسل جوان را شايد بتوان در قالب زير خلاصه يا فهرست نمود:
3-1. بي توجهي به نيازهاي فطري و ذاتي نسل جوان و انتظار و توقع غير واقع بينانه از آنها؛
3-2. تدوين و اجراي نيمه كاره و نا تمام سیاستهاي فرهنگي؛
3-3. گران بودن كتاب ها و محصولات فرهنگي؛
3-4. كهنگي و قديمي بودن كتب موجود دركتابخانه ها و بي توجهي به تجهيز كتابخانه ها؛
3-5. فقدان جايگاه خريد كتاب در سبد خريد ماهانه خانواده ها؛
3-6. عدم تناسب نظام آموزشي در مدارس و دانشگاهها با نيازهاي مطالعاتي نوجوانان و جوانان؛
3-7. ركود علمي و پژوهشي در مراكز فعال در حوزه نوجوان و جوان؛
3-8. عدم تناسب تعداد كم كتابخانه هاي موجود ويژه جوانان با جمعيت كثير جوان كشور؛
3-9. بي توجهي در كيفيت انتشار كتب ويژه نوجوانان و جوانان؛
3-10. فقدان مركزي جامع و واحد بعنوان هماهنگ كننده فعاليت هاي اطلاع رساني ويژه نوجوانان و جوانان در سراسر كشور؛
3-11. توسعه و گستردگي امكانات چند رسانه اي مانند تلويزيون و رايانه و جلو گيري از پرداختن به مطالعه؛
3-12. فقدان فرهنگ مطالعه و كتابخواني در خانواده هايي كه والدين آنها از تحصيلات دانشگاهي برخوردار نيستند؛
3-13. حجم انبوه مطالعات تحصيلي كه عامل گريزان نمودن دانش آموزان و دانشجويان از امر مطالعه شده است و بالاخره؛
3-14. افراط و تفريط هاي فرهنگي در امور ورزش و تفريح كه زمينه ساز بروز ناهنجاري هاي اجتماعي از جمله بي توجهي به امر مطالعه مي شود.
4. شناسايي عوامل موثر در افزايش كمي و كيفي گرايش به كتابخواني درجوانان
مهمترين عامل در افزايش نرخ مطالعه انگيره است. هر قدر انگيزه مطالعه جالب تر، منطقي تر و جدي تر باشد، ميزان گرايش افراد به ويژه جوانان به سوي مطالعه و كتابخواني بيشتر خواهد بود از اينرو ايجاد انگيزه مي تواند عاملي اساسي در اين راستا به حساب آيد. اما چگونه مي توان در جوانان انگيزه ايجاد كرد واين انگيزه تا چه حدي مي تواند جدي و پايدار باشد؟
پاسخ به اين پرسش همانطور كه در قبل نيز بدان اشاره شده، مستلزم توجه و نگرشي بر نظام آموزشي و تحصيلي موجود دركشور است. در اين نظام كه اصطلاحاً آموزش و پرورش ناميده مي شود، تاكيد اصلي بر مقوله آموزش معطوف است. عليرغم آنكه در اكثر ممالك پيشرفته و توسعه يافته امروز پس از آنكه دانش آموزان مراحل آموزشي ابتدايي را مي گذرانند، بتدريج با مقوله پژوهش آشنا مي شوند. متاسفانه در كشور ما دانش آموزان حتي تا مقطع دبيرستان و حتي در دانشگاه همچنان تحت حاكميت نظام سنتي آموزشي قرار دارند و عمدتاً با امر پژوهش بيگانه اند. عليرغم اجراي نظام هاي جديد آموزشي در مقاطع تحصيل عمومي كه طي دهه اخير صورت گرفته است، دانش آموزان همچنان منتظر دريافت كتابهاي درسي، رفتن به كلاسهاي درس و گذراندن امتحانات ميان ترم و پايان ترم هستند. شايد قدرت خلاقه ذهن دانش آموزان فقط در كلاسهاي انشاء قدري تحريك شود كه معمولاً از آنها خواسته مي شود براي هفته بعد درباره موضوعي مطلبي تهيه كنند و آنرا بعنوان انشاء يا مقاله بنويسند. در اين حالت وقتي موضوعي به دانش آموزان اعلام مي شود، هر كدام در صدد يافتن كتاب، مجله، روزنامه يا هر منبع ديگري بر مي آيند تا به آنها در نگارش آن انشاء كمك كند. بنابراين يك موضوع انشاء انگيزه اي براي دانش آموزان جهت مراجعه آنها به يك يا چند كتاب و مطالعه هر چند سطحي آنها مي شود. همين كاوش ها و يافتن ها مي تواند اولين گام بسوي تربيت پژوهشي دانش آموزان باشد. چرا كه اساساً مطالعه لازمه و زير بناي پژوهش و بطور كلي امور پژوهشي است. بنابراين انگيزه پژوهش مي تواند به نوعي بصورت انگيزه مطالعه تجلي يابد از اينرو جايگزيني پژوهش بجاي آموزش در نظام آموزشي و تحصيلي كشور ما امروز يك ضرورت يا به عبارت ديگر اولويت اساسي مي باشد.
بدون شك نياز به آموزش امري انكار ناپذير است اما در جازدن در چار چوب سنتي آموزش بزرگترين مانع و آفت براي شكوفايي استعداد هاي پژوهشي است. در جوامعي كه امروز به سطح مطلوب يا نسبتاً مطلوبي از پيشرفت و توسعه رسيده اند، ديدگاه آموزشي بسوي ديگاه پژوهشي گرايش داشته است. با مروري بر سير تكامل نظامهاي آموزشي به ويژه نظام هاي آموزشي عالي، ملاحظه مي شود كه تدريجاً آموزش كلاسيك جاي وسيع خود را به علوم عملي و پژوهشی و انجام تحقيقات به ويژه تحقيقات كاربردي و توسعه اي داده است. بنابر اين شايد بتوان جايگاه مطالعه و انگيزه مطالعه را درهرم توسعه فرهنگي بصورت زير در نظر گرفت .
ديگر عوامل موثر در افزايش ميزان كمي و كيفي گرايش به كتابخواني در جوانان عبارتند از :
· ايجاد سطح متوسطي از رفاه اجتماعي به عنوان سياست كلاني كه بتواند سبب رشد همه جانبه فرهنگي جامعه از جمله در بعد مطالعه و اشتياق به كتابخواني شود؛
· توجه بيشتر به كيفيت انتشار و عرضه كتب و ديگر محصولات فرهنگي؛
· طرح مباحث وايده هاي جديد اجتماعي كه اطلاع از آنها نيازمند به مطالعه باشد؛
· افزايش تعداد كتابخانه هاي عمومي و تخصصي ويژه جوانان در سطح شهر وروستا؛
· كار پردازي به جاي شعار پردازي در ترويج فرهنگ كتابخواني؛
· افزايش تبليغات و رقابت هاي رسانه اي به ويژه در تلويزيون به منظور ترغيب جوانان به مطالعه؛
· تسهيل در دسترسي به امكانات مطالعه اعم از كتاب، كتابخانه و خدمات اطلاع رساني؛
· رهبري و هدايت فعاليت هاي اطلاع رساني در حوزه مطالعه و كتابخواني جوانان؛
· القاي عادت به مطالعه در ميان جوانان از ابتداي مراحل آموزشي عمومي در مدارس تا مقاطع بالاتر و دانشگاه.
5. معرفي شيوه هاي مناسب در ايجاد انگيزه و جذابيت دركتابخواني
به غير از مورد پژوهش كه بعنوان عامل اساسي ايجاد انگيزه در كتابخواني در بخش پيشين بدان پرداخته شد، شيوه هاي ديگري نيز در اين زمينه وجود دارند كه ذيلاً به برخي از آنها اشاره مي شود:
5-1. تعريف برنامه «مطالعه در كنار تحصيل» بعنوان بخشي از نظام آموزشي در مقاطع تحصيلي گوناگون؛
5-2. جذب و اشتغال جوانان خلاق و علاقمند به كتاب و كتابخواني در كتابخانه ها، مراكز فرهنگي و اطلاع رساني؛
5-3. اعطاي امتيازات و تسهيلات دانشگاهي ويژه به جواناني كه در زمينه هاي كاربردي و مورد نياز جامعه از مطالعات تخصصي غير درسي برخوردارند؛
5-4. فراهم سازي امكان چاپ و انتشار آثار نويسندگان جوان با حمايتهاي دولتي؛
5-5. اعطاي وام هاي تحقيقاتي به پژوهشگران جوان؛
5-6. توزيع رايگان يا ارزان كتاب و نشريات در مدارس و دانشگا ها؛
5-7. اشتراك رايگان يا ارزان نشريات تخصصي فارسي و لاتين براي دانشجويان متناسب با رشته هاي تحصيلي آنها؛
5-8. انتشار نشريات، مجلات و بولتن هاي ويژه كتابخواني جهت درج خلاصه مقالات و مطالعات نوجوانان و جوانان؛
5-9. تاسيس انجمن ها و مجامع متنوع كتابخواني و مطالعاتي جهت عضويت جوانان؛
5-10. برگزاري مسابقات و المپياد هاي كتابخواني با تنوع موضوعي و آزاد در مقاطع و دامنه هاي گسترده اجتماعي در ميان نوجوانان وجوانان؛
5-11. بهره برداري از امكانات چند رسانه اي به منظور معرفي بانك ها و پايگاه هاي اطلاعاتي مورد نياز دانش آموزان ودانشجويان.
6. توجه به ضروريات موجود در انتشار كتاب براي نوجوانان و جوانان
اين ضروريات را مي توان در دو بخش در نظر گرفت بخش اول شامل ضرورتهاي موضوعي براي اين قشر از مطالعه كنندگان و بخش دوم مرتبط با ضروريت هاي مرتبط با كيفيت و انتشار كتب براي اين گروه سني است.
منظور از ضرورتهاي موضوعي آن است كه به هنگام نگارش و انتشار كتب براي نوجوانان و جوانان به موضوعات متداول و رايج در اين گروه سني توجه نمائيم. سوالات و نيازهايي كه بطور فطري و ذاتي به هنگام رسيدن به اين سنين ممكن است براي هر فردي با هر گرايش اجتماعي، اعتقادي و ديني مطرح شود، مي توانند به عنوان بهترين موضوعات براي نگارش كتب گوناگون مد نظر قرار گيرند. شرح و پرورش اين موضوعات يا سوالات در قالب نگارش يافته براي جوانان بايد حاوي تازگي و تنوع در شيوه بيان و ارائه مطالب باشد، چرا كه اگر قرار باشد همان مطالبي را كه جوانان معمولاً به هنگام پرسش سئوالاتشان از منابع گوناگون مانند آموزگاران، اساتيد، والدين و حتي اجتماع و رسانه هاي جمعي به ويژه تلويزيون دريافت مي كنند، دوباره به گونه مكتوب در كتابهاي مورد مراجعه خود بيابند، بتدريج علاقه و رغبت خود را نسبت به مطالعه اينگونه كتابها از دست خواهند داد. بنابر اين بهره گيري از شيوه هاي نوين ارائه مطلب براي اين گروه سني با خصوصيات خاص آن از جمله ضرورتهاي اصلي در اين حوزه محسوب مي شود .
نكته ديگر در ارتباط با ضرورتهاي موضوعي، توجه به موضوعات علمي كاربردي است. با گسترش علوم و فناوريهاي نوين در اين عصر وكاربرد آنها در زمينه هاي مختلف اجتماعي، جوانان علاقه دارند موضوعاتي را كه مي آموزند، سر انجام به نحوي بكار برند. اين ابتدايي ترين خواسته آنان است هر آموزگاري در فرايند تدريس خود بالاخره خواه يا ناخواه روزي با اين پرسش از سوي دانش آموزان يا دانشجويانش مواجه مي شود كه فايده يا كاربرد اين مطالب چيست؟ در اين مقام، آموزگاراني از عهده پاسخ به اين پرسش بر مي آيند كه حقيقتاً زمينه اي را جهت كار برد يا اجراي مفاهيم آموزشي يا تدريسي خود در سطوح مختلف اجتماع بيابند. بنابراين در تدوين و انتشار كتب براي نوجوانان و جوانان نيز شايسته است كه به موضوع كاربردي بودن مطالب و مفاهيم نگارش يافته از سوي اولياء و دست اندركاران صنعت چاپ و نشر كتاب كشور توجه كافي مبذول گردد. اين يك ضرورت در توسعه فرهنگي و همچنين توسعه اجتماعي است.
ضرورتهاي مرتبط با كيفيت و انتشار كتب براي جوانان عوامل ديگري در افزايش نرخ كتابخواني در اين گروه سني هستند. تنوع طلبي، زيبا پسندي و كمال جويي از خصوصيات فطري هر انسان به ويژه در اين مقطع سني به حساب مي آيد. بديهي است كه توجه به اين ويژگي هاي فطري در هنگام چاپ و انتشار كتب مي تواند عاملي در جهت تشويق و ترغيب نوجوانان و جوانان به مطالعه كتابهاي مورد علاقه آنها باشد. انتخاب طرح، رنگ ،تصاوير وحتي نوع كاغذ در چاپ كتب ويژه نوجوانان و جوانان در اين راستا دخيل و سهيم مي باشند. گزينش سنجيده هر يك از اين عوامل و شاخص ها مي بايست با عنايت به موضوع و محتواي كتاب صورت گيرد. به عنوان مثال استفاده از رنگهاي روشن يا به اصطلاح شاد بطور كلي خوب است اما نه براي انتشار همه كتب. هارموني يا تضاد مناسب رنگها بر روي جلد و درميان تصاوير كتب مصور، همگي از عوامل جذب و تحريك جوانان نسبت به خواندن يك كتاب هستند. در حقيقت مي توان يك كتاب را به يك ظرف غذا تشبيه نمود. هر قدر غذاي اين ظرف خوشرنگ تر و خوشبوتر باشد، اشتهاي انسان براي صرف آن غذا بيشتر مي شود. اين يك ميل يا گرايش طبيعي در وجود هر انسان است. موضوع گرايش هاي فطري نهاد انسان امروز در ممالك پيشرفته به حدي مورد توجه است كه آنان را به تهيه انواع كتابهاي صوتي _ تصويري، كتابهاي الكترونيك وحتي كتابهايي با رايحه و بوهاي متنوع بر انگيخته است. در كشور ما نيز تا هنگام رسيدن به آن درجه از رشد فناوری مي بايست كتابها طوري چاپ شوند كه يك نوجوان يا جوان حداقل از ورق زدن آن لذت ببرد. البته نبايد از نظر دور داشت كه طي دهه اخير كيفيت چاپ كتب در ايران به نحو چشمگيري بهبود يافته است، ولی تا رسيدن به حد كاملاً مطلوب آن به ويژه از نظر خصوصيات فني هنوز فاصله داريم. اميد است در آينده اي نه چندان دور با صرف وقت و دقت بيشتر در ريزه كاري ها و ظرائف صنعت چاپ ونشر به سطح رقابت با پيشگامان اين صنعت جهاني نيز برسيم.
7. معرفي و بهره گيري از فناوری هاي نوين در امر كتابخواني
امروزه يكي از شاخص هاي متمايز كننده كشورهاي صنعتي از كشورهاي در حال توسعه، ميزان استفاده آنها از فناوری هاي نوين از جمله در زمينه اطلاع رساني و كتابداري است. حوزه و دامنه استفاده از اين فناوری ها ديگر منحصر به چار چوب رسمي جوامع توسعه يافته اعم از بخشهاي دولتي و خصوصي نيست بلكه حتي مرزهاي كلاسهاي درس و خانه ها را نيز در نورديده است. اهميت اين فناوری ها به عنوان يك پديده راهبردي اجتماعي به حدي است كه در اكثر ممالكي كه بصورت روز مره با آن سرو كار دارند، يك نهاد رسماً متولي رسيدگي به امور آن شده است و آنچه را كه امروز فناوری اطلاعات[1] ناميده مي شود، مورد بررسي و رسيدگي قرار مي دهد. تنوع اين فناوری ها و سهولت دسترسي به آنها، امكانات گزينه اي فراواني را براي استفاده كنند گان از آنها يا اصطلاحاً كاربران[2] فراهم ساخته است. بعلاوه زمينه مبتني بر شبكه[3] اغلب آنها خود به تنهايي يكي از عوامل گسترده شدن آنها شده است .
جذابيت در استفاده از اين امكانات فني و تقريباً تخصصي، امروز نوجوانان و جوانان را بيش از هر گروه سني ديگر مخاطب ساخته است. جداي از بهره برداري وسيع از اين فناوری ها در حوزه آموزش اعم از مدارس و دانشگاه ها كه به اشكال گوناگون مانند كلاسهاي مستقيم[4]، كلاسهاي مجازي[5]، كنفرانس از راه دور[6]، گروه هاي مباحثه[7] و غيره صورت مي گيرد؛ ديگر گونه هاي فناوری نيز امكان بهر برداري آزاد و غير رسمي يا غير كلاسيك را براي هر فرد از هر نقطه جهان با اتصال به شبكه جهاني اینترنت فراهم ساخته اند.
يكی از مباحث رايج در زمينه استفاده از گونه هاي غير كاغذي يا بدون كاغذ[8] اطلاعات؛ موضوع كتابخانه هاي ديجيتال[9]، كتابخانه هاي مجازي[10] يا كتابخانه هاي الكترونيك[11] مي باشد. به اين مفهوم كه با استفاده از امكانات الكترونيك مي توان حجم انبوه و بي شماري از كتب را به صورت گونه هاي رايانه اي در آورد. در اين حالت، كاربر از همان محتواي كتاب كاغذي مورد نظر برخوردارمي شود اما در عمل چيزي بنام كاغذ را لمس نمي كند، البته امكان ذخيره سازي و چاپ همان كتاب نيز وجود دارد. اين شيوه مطالعه بتدريج جامعه بشري را بسوي استفاده بدون كاغذ از اطلاعات سوق داده است. مزاياي بي شمار اين نوع فناوری ها با توجه به محدوديت هاي زماني و مكاني جوامع امروزي بر كسي پوشيده نيست و شايسته است كه جوامع در حال توسعه نيز در صدد گسترش و بهره برداري مفيد از آن باشند.
با همه اين اوصاف، هنوز هر انسان از ورق زدن يك مجله يا كتاب لذت مي برد. تاثير مثبت و رضايت رواني حاصل از در دست داشتن يك كتاب و مطالعه ملموس آن هنوز جايگاه كتاب كاغذي را در نزد كليه جوامع بشري گرامي و دوست داشتني نگاه داشته و هنوز جمله يا شعار (( كتاب بهترين دوست شما )) آذين بخش كتابخانه ها، كتابفروشي ها و اماكن علمي و فرهنگي است. آنچه كه در اين ميان حائز اهميت است، كاربرد توام و موازي صورت هاي سنتي و پيشرفته كتاب و كتابخانه است. بدون شك معرفي گونه هاي جديد امكانات كتابي و كتابخانه اي به نسل جوان يك رسالت براي جامعه اطلاع رسانی هر كشور محسوب مي شود، اما در عين حال تشويق و ترغيب جوانان به حفظ ميراث فرهنگي و استفاده بهينه از آن به ويژه كتاب خود و ظيفه اي ديگر است.
8. احياي تفكر گزيده خواني به جاي حجيم خواني
يكي ديگر از اصول پيشنهادي در طرح نظام جوان اطلاع رساني جوامع كشور در خصوص ترويج مطالعه و كتابخواني در ميان جوانان، تشويق و ترغيب آنها به گزيده خواني است. منظور از گزيده خواني، بررسي منابع اطلاعاتي موجود در ارتباط با يك موضوع و مطالعه موارد مفيد آنها است.
متاسفانه آنچه كه درميان ديدگاه و باور عوام رايج است، اين است كه هر چقدر يك كتاب قطورتر باشد، بهتر است يا آنكه هر چقدر فردي درباره موضوعي كتابهاي ريز و درشت بيشتري خوانده باشد، آگاهي بهتري از آن موضوع دارد. این در حالی است که نگارش کتاب اساساً مستلزم رعایت اصول و قواعدی است که همگی مبتنی بر پایه های علمی هستند. امروزه علم اطلاع رساني روشن ساخته است كه همه نويسندگان به هنگام نگارش به اين اصول يا استاندارد ها پايبند نيستند. ممكن است نويسنده اي پيرامون يك موضوع يا مساله ای مطالب زيادي را به رشته تحرير در آورد، اما در عمل هيچ مطلب يا مورد تازه و جديدي را به دانش خواننده نيفزوده باشد. بنابر اين قطور بودن يك كتاب نمي تواند شاخصي براي مفيد بودن يك كتاب باشد. شايد در يك جزوة كوچك بتوان مطالبي را يافت كه از لحاظ محتوا وغناي علمي به مراتب بهتر از يك يا چند كتاب در همان زمينه باشد. به عبارت ديگر در هنگام قضاوت در باره يك كتاب، كميت آن نبايد مد نظر قرار گيرد بلكه كيفيت مطالب موجود در آن.
نسل جوان بدليل برخورداري از سن و تجربه اندك معمولاً چندان قادر به تشخيص و تمايز منابع مطالعاتي مفيد از غير مفيد نيست، از اينرو هدايت آنها به مجموعه هاي مفيد از جمله وظايف هر كتابدار يا اطلاع رسان آگاه بشمار مي آيد. بعلاوه اصلاح عادات نادرست كتابخواني در اين نسل و تفهيم صحيح گزيده خواني بجاي حجيم خواني به آنها بسيار حائز اهميت است. همچنين آشنا ساختن آنها با فنون و مهارتهاي مفيد مانند خلاصه برداري يا چكيده نويسي يكي ديگر از خدمات ارزشمند كتابداران و اولياي فرهنگي به اين نسل نو پاي جامعه است.
9. سازماندهي و يكسان سازي ( هماهنگي ) كليه فعاليت هاي رايج در امر كتابخواني تحت نظارت نهاد مسئول
در حال حاضر فقدان يك مرجع واحد كه كليه فعاليتهاي رايج در امر كتابخواني تحت نظارت و برامه ريزي هاي آن صورت گيرد، خود مهمترين ضرورت در ايجاد چنين مرجعي است. اما همانطور كه در اين مقاله بدان اشاره شد، پيش از هر چیز تدوين يك نظام جامع اطلاع رساني ويژه نوجوانان وجوانان مورد نياز مي باشد. طبيعتاً موضوع كتابخواني يا مطالعه نيز به عنوان بخشي از وظايف اين نظام مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت ولي تا هنگام تدوين و تصويب چنين نظامي چه بايد كرد؟
آنچه كه در مقطع فعلي امكان پذير است، آن است كه نهادي هر چند به صورت موقت عهده دار يكپارچه سازي اين فعاليت ها شود تا توان ها و استعداد هاي موجود و بالقوه بصورتي متمركز در جهت پيش برد هدفي واحد يعني افزايش نرخ مطالعه در ميان نوجوانان و جوانان بكار گرفته شوند. وظايف اساسي چنين نهادي با توجه به ضرورتهاي فعلي عبارت خواهند بود از:
9-1. شناسايي مراكز فعال در حوزه نوجوان و جوان با ويژگي انتشار كتاب و كتابخواني و ايجاد همكاري ميان آنها؛
9-2. شناسايي شرايط، امكانات و قابليت هاي موجود كه مي توانند نقشي ياري دهنده دراين راستا ايفا نمايند؛
9-3. بومي سازي پروژه ها و نوآوري هاي مربوط به كتابخواني در سطح جهان به منظور تطبيق آنها با شرايط داخلي؛
9-4. تدوين استاندارهاي كتابخواني ويژه نسل جوان؛
9-5. پويا سازي نظام هاي اطلاع رساني موجود دركشور به منظور ارائه خدمات هر چه بهتر به نسل جوان متناسب با نياز روز آنها و سازماندهي تدابير و فعاليت هاي كتابداري و اطلاع رساني با اولويت ايجاد انگيزه مطالعه در جوانان
10. نتيجه گيري
ديدگاه اصلي در اين مقاله حول معرفي كلي نظام جامع اطلاع رساني جوان كشور بود و در اين راستا كوشش شد محور هاي پيشنهادي هشتگانه در ارتباط با افزايش نرخ مطالعه و كتابخواني در ميان نسل جوان به عنوان بخشي از وظايف اين نظام جامع مطرح وتبيين شوند. از اينرو در ابتدا با تعريف نظام اطلاع رساني و بر شمردن ويژگي هاي نظام جامع اطلاع رساني و همچنين نظام جامع اطلاع رساني جوان دريچه اي فراوري خوانندگان و مخاطبان گرامي براي ورود به بحث و پرداختن به هر يك از محورهاي هشتگانه فوق گشوده شد. سپس با بررسي وضعيت فعلي كتابخواني در ميان جوانان و همچنين پيش بيني خوشبينانه آينده اين وضعيت به شناسايي عوامل باز دارنده و همچنين عوامل موثر در اين مسير پرداخته شد.
از سوي ديگر كوشش شد نمونه هايي از شيوه هاي مناسب در ايجاد انگيزه و جذابيت در كتابخواني براي جوانان ارائه گردد. همچنين در حد امكان به بيان ضرورتهاي موجود در انتشار كتب ويژه نوجوانان و جوانان پرداخته شد. معرفي برخي از فناوری هاي نوين در زمينه كتابخواني يكي ديگر از محورهاي مورد بحث در اين مقاله بود كه با عنايت به گسترش روز افزون اين فناوری ها از اهميت خاص برخوردار است. در نهايت دو پيشنهاد كاربردي نيز ارائه گرديه كه عبارت بودند از احياي تفكر گزيده خواني و ايجاد يك نهاد مسئول براي هماهنگي در فعاليت هاي كتابخواني در سطح كشور.
اميد است اين مقاله توانسته باشد در حد امكان به ضرورتهاي موجود در اين موضوع پرداخته باشد و حداقل راهي فراوري محققان و صاحب نظران ارجمند در امر كتابخواني قرار داده باشد. بدون شك تحق اهداف موجود و پيشنهادي در اين مقاله نيازمند به عزمي ملي در كليه ابعاد اجتماعي و فرهنگي است كه با همكاري اعضاي علمي وفرهنگي جامعه محقق خواهد شد.
سلام