سايبرمتريك: افقي نوين در پژوهش هاي اطلاع رساني*
نوشتة : علي اصغر شيري
مركز اطلاع رساني و خدمات علمي جهادسازندگي
كليد واژه ها
پژوهش هاي اطلاع رساني /سايبرمتريك /سايبر اسپيس /شبكه هاي اطلاع رساني /محيط الكترونيكي
چكيده
گذار روز افزون از مواد چاپي به منابع الكترونيكي بر روي شبكه، اخيرا" توجه بسياري از پژوهشگران علم اطلاع رساني را به منظور بررسي جنبه هاي مختلف كمي منابع اطلاعاتي الكترونيكي در سايبراسپيس به خود معطوف كرده است. اين بعد از تحقيق خود فنون و رويكرد تحقيقاتي ديگري را نسبت به روش هاي سنتي مي طلبد. واژه سايبرمتريك كه توسط مولف در اين مقاله به كار رفته ، دلالت بر بعدي جديد در پژوهش هاي كمي منابع اطلاعاتي در سايبراسپيس دارد. اين واژة جديد براي نمايان ساختن جنبه هاي نوظهوري از تحقيقات اطلاع رساني در محيط الكترونيكي به كار مي رود. مقالة حاضر سعي دارد به جنبه هاي بالقوه در تحقيقات اطلاع رساني در منابع الكترونيكي بپردازد و در همين راستا تعداد وب سايت ها، ضخامت خانگي، شبكه ها و نيز مفاهيمي نظير تحليل استنادي الكترونيكي، مجلات و منابع الكترونيكي هسته را مورد گسترده براي تشريح شبكه اي پيچيده از ارتباطات كامپيوتري به كار مي رود.
در هيچ برهه از زمان ما شاهد چنين تغييرات و چالش هاي اساسي در سازماندهي و اشاعة اطلاعات نبوده ايم. پيشرفت هاي شتابناك و روز افزون در فن آوري ها و خدمات اطلاع رساني مارا بر آن داشته كه به سوي يك جهان مجازي گام برداريم كه عناصر ، پديده ها و ماهيت آن داشته كه به سوي يك جهان مجازي كه ما در آن به سر مي بريم متفاوت است. مهم ترين عنصر زنده و پويا در سايبراسپيس(1) نيز، نظير مفهوم ((سپهر اطلاعاتي))(2) كه الوين تافلر(3) براي اولين بار آن را به كار برد، اطلاعات مي باشد. احتمالا" كه ويليام گيبسون (4) براي اولين بار واژة سايبراسپيس را در رمان تخيلي علمي خود با عنوان Neuromancer به كار برد، نمي توانست تصوير كند كه اين فضا چه افق هايي را در آينده پيش رو خواهد داشت. امروزه، ما با فضاي مجازي اطلاعات با نام سايبراسپيس روبرو هستيم كه پيچيده تر از آن چيزي است كه گيبسون از آن ياد كرده است(هينز، ص ii ) در حال حاضر، نه تنها متخصصان اطلاع رساني و كتابداري، بلكه عموم مردم با تخصص ها و حرفه هاي گوناگون از قابليت هاي گستردة سايبراسپيس و توانايي هاي مختلف آن بهره مي برند . از اين رو، تعجب انگيز نيست كه چرا برداشت هاي مختلفي در بارة مفهوم سايبراسپيس وجود دارد. تعريف ديگر از سايبراسپيس عبارت است از فضايي از امكانات رايانه اي تعاملي(5) كه رايانه ها و محتواي موجود در آن ها براي تمامي استفاده كنندگان از شبكة رايانه هاي به هم پيوسته، در هر كجا قابل دسترس است (باون، ص 1). در ادامة اين تعريف آمده است كه سايبراسپيس مكاني است كه سايبراسپيس مكاني است كه اطلاعات و دانش هر چه بيش تري در آن ذخيره و تبادل مي شود و مهم تر اين استفاده در آن مي توانند با همكاران خود از طريق رايانه ارتباط برقرار كنند. هينز معتقد است كه سايبراسپيس مفهومي فراتر از شبكة جهاني وب، يا حتي اينترنت را در خود دارد، زيرا عناصر بسياري زيادي در ميان ده ها هزار شبكة ارتباطي كه محيط جهاني سايبراسپيس را تشكيل مي دهند، وجود دارند(هينز،ص 1). نكته اصلي تعاريف فوق آن است كه تمامي آن ها بيش از معني بررسانه ها تأكيد دارند. تعريف باون از سايبراسپيس در مقايسه با ديگر تعاريف، اطلاعاتي تر به نظر مي رسد . با تأكيد بر اهميت اطلاعات در سايبراسپيس، سعي شده توجه متخصصان اطلاع رساني به اين واقعيت مسلم معطوف گردد كه اطلاعات، هستة اصلي اين محيط اطلاعاتي است. اما اين نكته را نبايد ناديده گرفت كه رايانه ها و فن آوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي نيز نقش مهمي در ايجاد چنين فضاي اطلاعاتي برعهده دارند. در اين مقاله سعي بر آن است كه به بحث دربارة اطلاعات مجازي(6) و اندازه گيري و سنجش آن به عنوان رويكردي نوين در پژوهش هاي اطلاع رساني بپردازيم. حال بايد پرسيد منظور از اطلاعات مجازي در بزرگراه هاي اطلاعاتي چيست؟ به طور كلي، منظور از اطلاعات مجازي در بزرگراه هاي اطلاعاتي، اطلاعات انتقال داده شده ازطريق رسانه هاي الكترونيكي است. بنابراين براي روشن شده مفهوم اطلاعات مجازي، ضروري است به تشريح رسانه هاي اطلاعاتي اصلي كه در واقع ساختار اصلي سايبراسپيس را تشكيل مي دهند، بپردازيم.اين رسانه ها را مي توان به شرح زير برشمرد:
1. انواع شبكه هاي اطلاع رساني در سطوح مختلف؛
2. پايگاه هاي اطلاعاتي پيوسته و ابر پايگاه هاي اطلاعاتي(7)؛
3. ابزار ها و رسانه هاي اينترنت شامل صفحات خانگي(8)، وب سايت ها(9)، پست الكترونيكي، گروه هاي مباحثه و خبري؛
4. مدارس، دانشگاه ها و سازمان هاي مجازي؛
5. نظام هاي تابلوي اعلانات الكترونيكي(10)؛
6. همايش ها وانجمن هاي الكترونيكي؛
7. كتاب ها، كتابخانه ها، آرشيوها و خدمات اطلاع رساني الكترونيكي؛
8. نظام هاي اطلاع رساني چند رسانه اي، فرارسته اي(11)، چندين رسانه اي(12) و دور رسانه ها(13).
اگر چه فهرست فوق به هيچ وجه جامع نيست، اما اجزاي اصلي تشكيل دهندة سايبراسپيس را در بر دارد. واژگان بسياري را مي توان از طريق افزودن قيدهايي نظير ((الكترونيكي)) يا ((ديجيتالي)) و نيز پيشوند((سايبر)) به فهريت فوق اضافه كرد.
نكته مهمي كه بايد بر آن تأكيد كرد اين است كه اغلب فعاليت هاي فردي و اجتماعي كه در آن ها به نحوي ارتباط و تبادل اطلاعات حضور دارد، بيش از پيش وارد دنياي اطلاعات مجازي مي شوند. با چنين نگرشي، مطالعه حاضر سعي دارد به بررسي امكان سنجش و تجزيه و تحليل كمي اطلاعات و رسانه هاي اطلاعاتي قابل دسترسي از طريق سايبر اسپيس بپردازد.
رويكرد كمي به اطلاعات مجازي
رشد سريع و فزايندة اطلاعات الكترونيكي همراه با توانايي بالقوة فن آوري ها و رسانه هاي اطلاعاتي نوظهور، توجه بسياري از محققان اطلاع رساني را براي اندازه گيري و سنجش كمي منابع، خدمات و رسانه هاي اطلاعاتي در محيطي جديد كه مي توان از آن تحت كهكشان اطلاعات مجازي(14) نام برد، به خود معطوف كرده است. بررسي و مطالعات اساسي در اين زمينه از سال 1996 هنگامي كه ((آرنزن)) به استنادهاي اطلاعات مجازي(15) و نمونه هايي از اسناد هاي پست الكترونيكي، وب سايت، پروتكل انتقال پرونده(16)، گوفر(17)، يوزنت(18)، يا سياهة پستي(19) اشاره مي كند. آغاز شد. وي در مقالة خود به سنجش صحت اطلاعات مي پردازد(آرنزن، ص 73). ((كلاسن)) با استفاده از روش پيمايشي به مطالعة استفاده از منابع اطلاعاتي بر روي اينترنت، استفاده كنندگان، و گروه هاي سني آن ها پرداخت. وي در دانمارك تلاش كرد تا به تشريح برخي از عادات استفاده كنندگان تأكيد دارد (كلاسن، ص 115). مطالعات كمي رسانه هاي اينترنت را مي توان در تحقيق ((مك موردو)) جستجو كرد. وي در مطالعه خود به رسانه ها بيش از اطلاعات توجه كرده است. تعداد رايانه هاي ميزبان(20) و حوزه ها(21) در اينترنت نسبت توزيع رايانه هاي ميزبان به حوزه ها، رشد شبكه جهاني وب سايت ها، از مهم ترين شاخص هاي مورد بحث در پژوهش وي به شمار مي آيند. در اين مطالعه تحقيقاتي او از برخي منابع اطلاعات آماري دربارة اينترنت استفاده كرده است (مك موردو، ص 383). يكي از بررسي هاي مهم در سنجش رسانه هاي مجازي(22) توسط ((آلميند))و ((اينگورسن)) انجام شده. آن ها قصد داشتند كاربرد روش هاي اطلاع سنجي (23) در شبكه جهاني وب را مورد بررسي قرار دهند و آن را وب سنجي (24) لقب دادند. اين دو پژوهشگر از طريق مطالعات موردي، نسبت وب سايت هاي دانمارك را به ديگر كشورهاي اسكانديناويايي مقايسه كردند. روش تحقيقي كه آن ها استفاده كردند، كتابسنجي(25) بود. با اين تحقيق پنج تحليل مهم به شرح زير به دست آمد:
· تحليل وضعيت حضور دانمارك در شبكة جهاني وب؛
· تحليل توزيع صفحات وب(26) در مراكز بزرگ آموزشي دانمارك؛
· تحليل نسبت توزيع نمونه هايي از صفحات وب به حوزه هاي علمي؛
· تحليل نسبت توزيع نمونه هايي از صفحات وب به نوع سند و مدرك؛
· تحليل فراواني توزيع نمونه هايي از صفحات وب.
اين مطالعه تحقيقاتي، تعداد واقعي فراپيوند ها(27) نسبت به هر صفحة وب، و تراكم و توزيع پيوندها در صفحات وب را نسبت به نوع و حوزة آن ها را نيز نمايان ساخته است (آلميند، ص 41). منظور از وب سنجي، بررسي كلية ارتباطالت شبكه اي با استفاده از روش هاي اطلاع سنجي يا ديگر معيار هاي اندازه گيري كمي است. اگر چه بايد به اين نكته توجه كرد كه تحقيق فوق اساسا" دربارة تحليل كمي شبكة جهاني و انجام گرفته. هم اينك پژوهشي در مدرسة سلطنتي كتابداري دانمارك(28) با هدف مطالعه كمي رويدادها و پديده ها ي اطلاع رساني جاري در حال انجام است. در اين پژوهش همچنين به اينترنت سنجي(29) (اطلاع سنجي) اشاره شده، كه اطلاعات محور تا از بررسي هاي قبلي به نظر مي رسد. مطالعه فوق دربارة تأثير وب(30) انجام شده (اينگورسن، ص 23). اين مطالعه موردي به بررسي ميزان امكان سنجي و اطمينان پذيري در محاسبة عامل تأثير وب سايت ها مي پردازد. و نمايانگر آن است كه به منظور محاسبة عامل تأثير وب قابل محاسبه و اطمينان پذير هستند. موارد فوق از جمله پژوهش هاي انجام شده دربارة تجزيه و تحليل سنجش كمي برخي از منابع و رسانه هاي مجازي به شمار مي آيند. از مطالعات فوق مي توان چنين استنباط كرد كه كاربرد سنجش و اندازه گيري كمي اطلاعات الكترونيكي بيش از پيش در زمرة مباحث مهم تحقيقاتي قرار گرفته. در اين مقاله سعي بر آن است به برخي از زمينه هاي تحقيقاتي بالقوه در سنجش كمي منابع اطلاعاتي الكترونيكي در سايبر اسپيس پرداخته شود.
سنجش اطلاعات مجازي: بعدي نوين در پژوهش هاي اطلاع رساني
فرايند سريع تبديل مواد چاپي به منابع الكترونيكي بر روي شبكه، بعدي جديدي را در مطالعات رسانه ها، منابع و خدمات اطلاع رساني گشوده است. براي آگاهي از اين كه چه وقايعي در محيط اطلاعاتي اطراف ما مي گذارد، تحليل كمي و مطالعة پديده هايي كه در اين محيط عمل مي كنند، به اندازة تحليل كمي ويژگي هاي مواد چاپي اهميت دارد. از طريق چنين مطالعاتي است كه احتمالا" قادر خواهيم بود به سنجش اطلاعات الكترونيكي و ارزيابي ويژگي هاي آن بپردازيم. حال منظور از واژه سايبرمتريك(31) چيست؟ در واقع، منظور از اين اصطلاح سنجش، مطالعه و تحليل تمامي انواع اطلاعات و رسانه هاي اطلاعاتي موجود و در حال كنش در سايبراسپيس، با استفاده از روش هاي كتاب سنجي، علم سنجي(32) و اطلاع سنجي است. انگيزه اصلي از طرح سنجش اطلاعات مجازي، تنوع بسيار زياد رسانه هاي الكترونيكي جديد است كه از طريق آن ها طيف وسيعي از اطلاعات انتقال داده مي شود. از آنجا كه خدمات و منابع اطلاعاتي سنتي به ميزان زيادي در حد دگرگوني و تبديل به اشكال و قالب هاي جديد هستند و اين فرايند، خود مستلزم الگويي مناسب براي تغيير رويكردهاي در مطالعات اطلاع رساني است، نياز به تجديد نظر در فعاليت هاي پژوهشي اين حوزه بيش تر احساس مي شود. در اينجا به منظور روشن شده جنبه هاي كاربردي سنجش اطلاعات مجازي، به ساختار اصلي سايبراسپيس كه قبلا" نيز به اختصار به آن پرداخته شد، اشاره مي گردد. شبكه هاي اطلاع رساني را به عنوان مجراي اصلي تبادل اطلاعات مي توان يكي از بسترهاي مطالعاتي اصلي تبادل اطلاعات مي توان يكي از بسترهاي مطالعاتي اصلي سنجش اطلاعات تلقي كرد كه در واقع هم اينك طيف گسترده اي از شبكه هاي ملي و بين المللي را در بردارند. تعداد هر يك از انواع شبكه ها، پوشش موضوعي، تعداد استفاده كنندگان و توزيع جغرافيايي آن ها مي تواند يكي از ابعاد بررسي سنجش اطلاعات مجازي را به خود اختصاص دهد. امروزه اينترنت شبكه اطلاع رساني شناخته شده كه دامنع بسيار وسيعي از خدمات اطلاع رساني ورسانه ها را در بردارد. وب سايت ها، صفحات خانگي، پست الكترونيكي، گروه هاي مباحثه و خبري از جملة مهم ترين ابزارهاي اينترنت به شمار مي آيند كه از طريق آن ها مي توانيم به انواع مختلفي از اطلاعات دسترسي پيدا كنيم. اين ابزار نوظهور، زمينة جديدي را براي نشر رسانه هاي نوين نظير كتاب ها، مجلات، كتابخانه ها و آرشيو هاي الكترونيكي به وجود آورده است. در اين وادي ، همراه با توسعه چنين منابعي ابزارهاي گوناگوني براي جستجو و بازيابي اطلاعات و نيز روش هايي نظير فرامتن(33) عوامل هوشمند(34)، آدموارهاي دانش(35) واز اين قبيل به منظور ياري رساندن به استفاده كنندگان در دستيابي كارآمد به اطلاعات، پا به عرصه گذاشتند. به همين ترتيب، همگرايي رسانه هاي مختلف در قالب پايگاهي واحد، نظام هاي اطلاع رساني نويني را نظير چند رسانه اي، فرارسانه ، چندين رسانه اي به وجود آورده. سؤال مهم اين است كه چه چيزي در اين محيط الكترونيكي مي تواند مورد منجش و اندازه گيري قرار گيرد. پرداختن به عناصر تشكيل دهندة سايبراسپيس به طور مشخص مي تواند به اين سؤال پاسخ دهد. در اينجا به برخي از زمينه ها تحقيقاتي مربوط به سنجش اطلاعات بر روي شبكه ها اشاره مي شود:
1. تعداد، دامنه و زمينه هاي موضوعي شبكه هاي اطلاع رساني؛
2. توزيع شبكه ها در كشورها؛
3. حجم مجموعه هاي اطلاعاتي موجود بر روي شبكه ها از لحاظ اندازه و نوع؛
4. توزيع رسانه هاي مختلف بر روي شبكه ها؛
5. ارزيابي زمان پاسخ و دستيابي به شبكه ها؛
موارد فوق از جمله پرسش هايي هستند كه از طريق اندازه گيري مي توان به آن ها پاسخ داد. اينترنت، به عنوان ابر بزرگراه اطلاعاتي زمينه هاي بسيار گستردهاي رابراي مطالعه به وجود آورده است. يكي از اين زمينه ها پست الكترونيكي است كه پيشنهادهاي پژوهشي ذيل براي آن ارائه مي گردد.
1. تعداد نشاني هاي پست الكترونيكي؛
2. توزيع نشاني هاي پست الكترونيكي در كشورها، سازمانها و نهادها؛
3. استفادة بخش هاي خصوصي و دولتي از پست الكترونيكي؛
4. حجم، نوع و اندازه اطلاعات ارسال شده از طريق پست الكترونيكي؛
5. توزيع استفاده كنندگان از پست الكترونيكي براساس حرفه و شغل؛
6. نسبت انواع مختلفي از اسناد كه از طريق پست الكترونيكي ارسال مي شوند.
موارد فوق از جمله زمينه هايي هستند كه مي توان از طريق اندازه گيري هاي آماري و روش هاي اطلاع سنجي به صورت كمي در آورد. يكي ار رسانه هاي اطلاعاتي برجسته اي كه به طور گسترده جهان اطلاع رساني را تحت تأثير خود قرار داده، شبكة جهاني وب است. شبكه جهاني وب در واقع شامل شبكه اي از اطلاعات فرامتني چند رسانه اي است و به عنوان يكي از بزرگره هاي اطلاعاتي اينترنت عمل مي كند. اين فن آوري، پيوسته در حال رشد و گسترش است و دگرگوني هاي بسياري را در كليه فعاليت هاي فردي و نيز اجتماعي به وجود آورده است. امروزه كلية سازمان ها، نهادهاي خصوصي و دولتي وب سايت و صفحه خانگي مختص خودرا دارند. استفاده كنندگان به سادگي مي توانند به انواع و قالب هاي مختلفي از اطلاعات برروي شبكه جهاني وب دسترسي پيدا كنند. تعداد زيادي از توليدكنندگان و عرضه كنندگان اطلاعات، مجموعه هاي خود را بر روي شبكه جهاني وب قرار داده اند. بنابراين بودن شك سنجش و اندازه گيري اين رسانة كارآمد زمينه هاي مطالعاتي فراواني رابه وجود آورده است. در اينجا به برخي از اين زمينه هاي تحقيقاتي در شبكه جهاني وب اشاره مي شود:
1. تعداد وب سايت ها و صفحات خانگي در جهان و نيز توزيع آن ها در هر كشور؛
2. طبقه بندي صفحات وب از نظر نوع اسناد؛
3. تعداد صفحات وب نسبت به هر حوزه؛
4. طبقه بندي صفحات وب از نظر زبان اسناد و نيز نحوة ارائه اطلاعات آن ها.
5. بررسي آماري تعداد بهره گيري و نيز استفاده كنندگان از صفحات وب در يك دورة زماني مشخص؛
6. تعداد استناد ها در هر يك از صفحات وب؛
7. رده بندي وب سايت ها و صفحات خانگي كه با توجه به نوع اسناد موجود در آن ها، بيش ترين استنادها به آن ها شده است؛
8. نوع مجموعه هاي الكترونيكي قابل دسترس در هر يك از وب سايت ها؛
9. عوامل تأثير وب و بهره وري آن؛
10. تحليل محتواي صفحات وب؛
11. شناسايي تنوع انتشارات الكترونيكي از لحاظ نوع، زبان و توزيع جغرافيايي آنها.
به هر حال، به كارگيري اين روش هاي اندازه گيري كمي در شبكة جهاني وب نه تنها مي تواند نمايانگر دامنه و گستردگي آن باشد، بلكه از اين طريق قادر خواهيم بود روند تكامل و توسعه منابع بر روي آن را در سراسر جهان رديابي كنيم . سنجش منابع الكترونيكي نظير كتابها، مجلات، كتابخانه ها و منابع مرجع الكترونيكي ميتواند به عنوان زمينة مطالعاتي ديگر به منظور تشخيص گذار شتابناك از عصر چاپي به الكترونيكي مد نظر قرار گيرد . در اينجا براي تحليل كمي اين منابع الكترونيكي، به برخي از اين زمينه ها اشاره مي شود:
1. آماركتابخانه هاي ديجيتال؛
2. تعداد مجلات الكترونيكي از لحاظ موضوع و زبان؛
3. تعداد مجلات منتشر شده در قالب هاي الكترونيكي و چاپي؛
4. تعداد منابع مرجع ديجيتالي كه در قالب هاي الكترونيكي قابل دسترس هستند ( شامل دايره المعارف ها، فرهنگ ها، اطلس ها و از اين قبيل)؛
5. تحليل استنادي مجلات الكترونيكي؛
6. استفاده از مجلات الكترونيكي؛
7. توزيع منابع الكترونيكي از نظر نوع، كشور يا نهاد؛
8. بهره وري علمي در محيط الكترونيكي؛
9. ميزان رشد و قديمي شدن منابع الكترونيكي.
نتيجه
محيط الكترونيكي كه ما در آن به تبادل اطلاعات مي پردازيم، به طور فزاينده در حال پيچيده تر شدن و يكپارچگي است و اگر ما نتوانيم به تشخيص ابعاد نوظهور و در حال رشد آن همت گماريم، قادر نخواهيم بود به مديريت، نظارت و استفاده از آن بپردازيم. رويكرد روشمند براي درك اين فضاي الكترونيكي، بررسي عناصر، منابع و رسانه هاي موجود در آن است. در اين مقاله سعي برآن است كه مفهوم سايبراسپيس و عناصر آن شرح داده شود و برخي از ديدگاه هاي كلي براي انجام پژوهش هاي مرتبط ارائه گردد. مفهوم سنجش اطلاعات مجازي به منظور نشان دادن رويكردي كه مي توانيم در مطالعات كمي اطلاعات و رسانه اي الكترونيكي از آن بهره گيريم، مورد استفاده قرار گرفته است.
پي نوشت ها
1.Cyberspace
2.Infosphere
3.Alvin Toffler
4.William Gibson
5.Interactive computational possibilities
6.Cyber information
7.Metadatabases
8.Homepages
9.Websites
10. Bulletin board systems (BBS)
11. Hypermedia
12. Polymedia
13. Telemedia
14. Cybercosmos
15. Cybercitations
16. FTP
17. Gopher
18. Usenet
19. Mailing list
20. Hosts
21. Domain
22. Cybermedia
23. Informaton
24. Webometrics
25. Bibliometric
26. Web pages
27. Hyperlinks
28. Denmark’s royal school of librarianship
29. Internetmetrics
30. Web inpact factpr
31. Cybermetrics
32. Scientometric
33. Hypertext
34. Iftelligent agents
35. Knowbots
منابع
1.Almind, tomas C. and ingwersen, peter(1997). Informetric analyses on the world wide web: methodological approaches to webometrics, Journal of Documentation, 53, (4), 404-426.
2.Armzen, M.A. (1996).Cyber citations: Documenting interet sources presents some thorny problems. Internet world, 7(9) , 72-74.
3.Bauwens, michel (1996). Knowledge transfer in cyberspace: A model for future business practices. FID News bulletin, 46 (1/2), 1996 , 46-54.
4.Clausen, helge (1996). Looking for the information needle in the internet haystack proce. 20th online information meeting learned information, oxford., 115-123.
5.Informetic anaiysis on the world web. Royal school of librarianship. Center for informetric studies, current research 1997.
6.Haynes, colin (1995). How to succeed in cyberspace. London : Aslib.
7.Ingwersen, peter (1998). The calculation of web impact factors. Journal of Documentation. 54, 1998, 236-243.
8. Mcmurdo. G (1996). Net by numbers. Journal of information science, 22 (5). 1996, 381-390.
سلام